تبلیغات
☛ W مطالب طنز ، امپراطوری خنده W ☚ - × الکی مثلا منم فعالم P: ×
تاریخ : چهارشنبه 22 بهمن 1393 | 12:10 ب.ظ | نویسنده : Manager
× سلام همونی که تو عنوان  گفتم  ×

× از این عکسه معلومه که میخوام چیکار کنم امروز دیگه  ×




×××××


ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﭘﺴﺮﯾﻪ ﮐﻪ ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺑﮕﻪ ﻣﻦ ﮔﺸﻨﻤﻪ !!!

ﺯﯾﭙﻮ ﻭﺍ ﮐﻨﻪ !!!

ﺩﺭﺵ ﺑﯿﺎﺭﻩ !!!

ﺑﮕﻪ ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﺭ !!!

ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺟﯿﻎ ﺑﮑﺸﻪ ﻭ ﺑﮕﻪ

ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯽ ﺭﻭﺍﻧﯿﺘﻢ ﮐﻪ .
.
.
.
.
.
.
.
.

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﮐﯿﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!!

ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻦ !!!

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯿﮑﺸﻪ !!!

ﺧﺮﺱ ﮔﻨﺪﻩ !!!

ﺍﯼ ﻣﻨﺤﺮﻑ !!! :||||||||

برو از زندگی لالا خجالت بکش 




×××××



ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺸﻪ
.
.
.
.
.
.
ﺭﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﺴﯽ ﺷﺪﻩ

ﺗﻠﻔﻆ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ :|



×××××




یک وکیل برای دفاع از مردی که متهم به سرقت بود

 دفاعیه جالبی را صادر کرد :

موکل من فقط دست خودرا داخل پنجره ی خانه ای کرده 

و چند اشیا بی اهمیت را برداشته است .

واقعا این عدالت نیست دست او که خود او نیست 

پس چرا برای مجازات یک عضو بدن همه ی عضو بدن باید مجازات شود !!!

قاضی که بسیار مجرب و کارکشته بود در جواب این وکیل میگوید :

بیانیه خوب و درستی است .

 من هم باشما موافقم پس من دست او را به یک سال زندان محکوم میکنم 

حال خود او میخواهد با دستش باشد یا بدون دستش !!!

در آن لحظه متهم دست مصنوعی خود را روی میز گذاشت و رفت !!!

در ان لحظه قاضی داد زد:

ای تو روحت :||||||||||||||||

میخوام ربطش بدم به زندگی لالا ولی چیزی پیدا نمیکنم :|

حالا برو پایین شاید یه چیزی پیدا کردم :|


×××××



به دوس دخترم میگم چی پوشیدی؟

میگه تاب و شلوارک مشکی

میگم چیکار میکنی؟

میگه خوابیدم رو تخت رمان میخونم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم رفتم در خونشون ،

 دیدم کثافط شلوار کردی باباشو با پیرهن داداشش پوشیده, 

فرش انداختن وسط کوچه .همگی دارن میشورنش!!! :|||||



×××××



مــورد داشتیم 

دختره بخاطر خیـانت دوس پـسـرش میخـواسته خــودکشـــی کــنه ! 

بقــیه دوســت پــســراش نــذاشـــتن ... ! :||||||



×××××



توو مترو بودیم

یه بنده خدایی داشت جوراب زنونه میفروخت، اومد جلو بهم گفت:

یه دونه بخر. گفتم من مجردم زن ندارم!

گفت خب یکی بخر بکش رو سرت برو دزدی!!!

بچه ها کسی شماره داعش رو داره یا یه لیوان شیر اسید؟

:||||||||



×××××



داشتم توی نت چرخ میزدم،یدفعه مامانم اومد داخل گفت:

دست به دکمه های کیبورد بزنی دستاتو خرد میکنم :))))

بعد گفت:یالا بزن صفحه قبلی...

از تو کمد گودزیلامون اومد

 بیرون به مامانم گفت:نگران نباش صفحه بدی باز نکرد

مامان بابای واقعیمو میخوامممم :|||||



×××××



باران نبار...

نبار لعنتی

عشقم با معشوقش بیرونه

سرما میخوره :(
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سنگ ببار که پخش خیابون شه به حق 5 تن.

:||||||||





×××××


نه دیگه چیزی پیدا نکردم :|

شما خودتون فکر کنین بیشتر به لالا  گیر دادم :|

Bye Bye :P





طبقه بندی: جوکــــ√ــــ، داستان طنز، عکس خنده دار، تکست خنده دار،
برچسب ها: زندگی لالا D:، دختره :|، عکس حال بهم زن :|، مطالب طنز امپراطوری خنده جوک جک طنز مطلب خنده دار، گودزیلا :|، مترو :|،